![]() |
![]() |
|
| عشقولانه |
|
وقتی نگاهت می کردم انگار تمام دنیا رو دیده ام ، وقتی نگاهم می کردی انگار تمام دنیا رو به من داده اند . وقتی می دیدم با اشتیاق به حرف هایم گوش می دهی دلم می خواست همیشه مخاطبم تو باشی . تو انقدر مهربان بودی که از نبودت تا مرز نابودی رفتم ، اما با دیدن دوباره ات جان گرفتم . مانند پروانه به دورت می گشتم . تو شمعی بودی و من پروانه. عشق شمع و پروانه عشقی است مقدس . تو ذره ذره آب می شدی و من همچنان به دورت می چرخیدم . نوای آب شدنت تنها سنگ صبورم بود . از روشناییت به خود می بالیدم و از چشمه نورت بهره می بردم . اما افسوس که تو قدر مرا ندانستی . تو فقط به خود می بالیدی و هیچ چیز را حس نمی کردی تا اینکه دریای وجودت خشک شد و نورت کمرنگ و کمرنگ تر شد تا اینکه آن نور زیبا از بین رفت و من تنها در گوشه ای خزیدم و برای آینده بی تو اشک ریختم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 8:1 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به تو که عهدت وفاست , وجودت صفاست , در زمانی که محبت کیمیاست
مهسا هستم 20 سالمه اینم اولین تجربه منه از اصفهان |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آذر 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
عاشقی بیا فقط بخندx اس ام اس یکی از اون بالا هوامو داره |
|
RSS
|