![]() |
![]() |
|
| عشقولانه |
|
اره یه روزی اومدی ستاره ی اسمونه قلبم شدی حالا بقچتو بستی
داری می ری سفر می ری برواما زود برگرد ولی نه دیگه برنگرد چون می ترسم اگه بر گردی دستای کوچیکت با قلب شکستم اغشته به خون بشه می ری برو ولی دیگه برنگرد چون تا اون وقت دیگه اقیانوس نگاهام خشک شده دیگه بر نگردچون دیگه پاهام مثل اون روزا نیست اونقدر زخمیه که که عزیز دیگه نمیتونم باهات تو ساحل عشق شنا کنم دیگه اغوشم گرم نیست که نثارت کنم قبل از رفتنت گفتی این با همه ی سفرام یه فرقی داره گفتم چی ؟؟؟ گفتی می رم اما زود بر میگردم گفتم برو به سلامت ولی اعماق نگاهامو لرزش صدامو تپش قلبمو مثل قاب عکس با شیشه ای شکسته بکوب به دیوار قلبت تا اگه روزی قلبت شکست و تنها موندی به یاد من بیفتی پرسیدی شیشه ی شکسته؟؟؟گفتم که یادت باشه دل شکسته ام . تو رفتی و زندگیمو ازم گرفتی ولی برام یه چیزی رو جا گذاشتی اشکهای بی پایان چشمانی خسته . برو ولی ولی وقتی بر گشتی رزی سرخ بر سر مزارم پر پر کن تا بدونن چه جوری از غم عشق پرپر شدم قبرم را با خون اغشته کن ولی دیگر مرا صدا نکن فرصت با هم بودن را از ما گرفتی حالا انقدر از تو دورم که حتی در اسمانها هم به هم نمی رسیم آخه اومدنت دیرتر از اونیه که قلب خسته من تحملش رو داشته باشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 7:59 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به تو که عهدت وفاست , وجودت صفاست , در زمانی که محبت کیمیاست
مهسا هستم 20 سالمه اینم اولین تجربه منه از اصفهان |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 آذر 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
عاشقی بیا فقط بخندx اس ام اس یکی از اون بالا هوامو داره |
|
RSS
|