تبليغاتX
دیونه دوست دارم
عشقولانه
یا ابا الفضل

زمین گرمم کمته ، کمته اتیشه خدا ، بوسه مرگ و بچشی ، بندت بشه جدا جدا،

زمین گرمم کمته توکه میگفتی من سرم ، کی میشه اون گلوت رو با دشنه نا مردی بدرم،

تو که ندیدی خورشیدو پس چرا می خوای بتابی،مگه تو فردا نمی خوای تو یه وجب جا بخوابی

اخه چیکار کرده با من ریشه امو از جا میکنه ، وقتی که نفرین میکنم برمیگرده خودمومیزنه،

هر کاری میخوای می کنی زل میزنی میگی اینو باش،زخم زبونم که زدی حالا دیگه نمک نپاش

یه جوری حرفم میزنی که من ازت بدم بیاد ، اخه یه دزه فکر کنی کی حالا دیگه جز من میاد

حالا هر جا که هستی پای هر کی نشستی بدون این رسم رفاقت چندین و چند سالمون نبود،اخه نبود

اخه این قلب خسته پای یکی نشسته اما بدون نمی دونست که می خواد بشکنه خیلی زود، خیلی زود

اخه این زخم کاری چرا اروم نداری چرا میسوزی و میسازی و میگی دردی نداری، بگو،اخه بگو

درده نفرین تو هست،درده این زخم کاری،حتی دردایی که تو تو زندگی خود داری بدتره، ای دورو

گوشاتو وا کن میشنوی صدای خوردهای من صدای پرو که میگه دلت می خواد بازم بزن

یادته بردی با خودت این دلمو باز اسیری خیالتو راحت کنم نمیمیرم تا نمیری

تو که واسه مردم همش اسمونه بی دریغی باید بگم خدمتتون  نارفیقی،نارفیقی،

یادم نمی ره حرفاتو یادم نرفته تا هنوز یادمه اتیشم زدی رفتی عقب گفتی بسوز..

یا ابا الفضل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 1:58  توسط مهسا | 

فکر نکن گذاشتی رفتی دلم از غصه میمیره

این دروغ بود که میگفتی قلبم پیش تو اسیره

گول چشماتو که خوردم گفتم هستی تا همیشه

خالی بود تموم حرفات میدونستم که نمیشه

بی مرام زهرتو ریختی و نگفتی که چی میشه

قلبمو له کردی رفتی اصلا باورم نمیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 دی1385ساعت 18:10  توسط مهسا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تقدیم به تو که عهدت وفاست , وجودت صفاست , در زمانی که محبت کیمیاست
مهسا هستم 20 سالمه اینم اولین تجربه منه از اصفهان

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آذر 1386
مرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
عاشقی
بیا فقط بخندx اس ام اس
یکی از اون بالا هوامو داره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان