تبليغاتX
دیونه دوست دارم
عشقولانه
برو تو حواست جاي ديگست
قلبتم مال ما نيست مال كس ديگست
برو خوش باش بي خيال منه عاشق
انگار همه فكرشون جاي ديگست

 

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که، بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که، منو از چشم تو ميديد؛
اگه گفتم خداحافظ، نه اينکه رفتنت ساده ست
نه اينکه ميشه باور کرد، دوباره آخر جاده ست؛
خداحافظ واسه اينکه، نبندي دل به روياها
بدوني با تو و بي تو، همينه رسم اين دنيا

 

I AM NOT THE STORY YOU TELL
داستاني نيستم كه تو مرا تعريف كني

NOT THE SONG YOU SING
آوازي نيستم كه مرا بخواني

NOT THE VOICE YOU HEAR
صدايي نيستم كه مرا بشنوي

I`M COMMON PAIN
يك درد ساده اي هستم

SHUT ME THEN
پس صدايم كن

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 17:58  توسط مهسا | 

عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم
عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد
آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم
بعد از آن حادثه هايی نرسيديم به هم بازی يک تقديريم
که جدامان کردند
آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم
اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه
چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم
وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم

 

آن هنگام که ديگر دوستم نداشتی

فرياد بزن تا آرام بگيرم

آن هنگام که قلبت را عشق ديگری گرما بخشيد

به من بگو و من با تمام وجود ،با آنکه دوستت دارم

ترکت خواهم کرد

و سپس قلبم را بی رحمانه زير پاهايم لگد کوب می کنم

زيرا نمی خواهم ديگری صاحب آن باشد

و به آن گرما بخشد

هرگز مرابا غروب عشق مواجه نکن!!!

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 11:31  توسط مهسا | 
((كوله بارم خالي سفرم دور و دراز جاده در مه تنها
و خيالي كه غبار الود است
بي كلام از تو جدا خواهم شد
سازم از غصه ترك خواهد خورد))

 

((سكوتم را به باران هديه كردم

تمام زندگي را گريه كردم

 نبودي در فراق شانه هايت

به هر خاكي رسيدم تكيه كردم))

 

 

((به اب و اتيش ميزنم فکرت بره از تو سرم
مي خوام فراموشت کنم اما بازم عاشق ترم
طفلي دل ساده من نشد تو رو نگه داره
فقط يادم مياد نوشت چشماتو خيلي دوست داره))

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 9:37  توسط مهسا | 
چی بگم که خیلی تنهام 

میدونی یاری ندارم

چی بگم که غیر غصه

دیگه دلداری ندارم

هیچ کسی پا نمی ذاره

به سراچه خیالم

هیچ کسی نداد جواب

این سوال بی جوابم

هر کی اومد  دو  سه روزی

از دلم بازیچه ای ساخت

دلمم مثل عروسک 

ساده بود دل به دلش داد

گله و گلایه ای نیست

بی وفایی رسم عشقه

عاشقا تنها می مونن

تنهایی مرام عشقه

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 1:45  توسط مهسا | 
 بودیم و کسی پاس نمی داشت........
+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 1:2  توسط مهسا | 
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه! باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی

حیف تو رفتی و دگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آنوقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو  خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 7:16  توسط مهسا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تقدیم به تو که عهدت وفاست , وجودت صفاست , در زمانی که محبت کیمیاست
مهسا هستم 20 سالمه اینم اولین تجربه منه از اصفهان

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آذر 1386
مرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
عاشقی
بیا فقط بخندx اس ام اس
یکی از اون بالا هوامو داره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان